1سیب

از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم،خوشتر از یاد خداوند ثمری نیست


بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!


شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!


فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!


بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!





طبقه بندی: خاطرات من و مدرسه، شعر، یادیادها،
برچسب ها:بوی عیدی، بیاد پارسال،

[ پنجشنبه 17 اسفند 1391 ] [ 12:06 ق.ظ ] [ 의 알리 رهگذر ]

[ نظرات() ]


این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.


[ دوشنبه 6 آذر 1391 ] [ 10:51 ب.ظ ] [ 의 알리 رهگذر ]

[ نظرات() ]


من دلم تنگ میشه خیلی زیاد! واسه روزای نجوانی! واسه ایامی كه بی‌دغدغه و بی‌مسئولیت كیف دنیا رو می‌كردم و هیچكی جرأن نداشت بگه بالا چشت ابروه!!!

دلم تنگه واسه همه ی روزای قشنگم، واسه دبیرستان و تمام سختی هاش!واسه یه روز یا حتی یه ساعت دوباره دور هم بودن! واسه تمام دوستام و همه ی اونایی که خواسته و ناخواسته سه سال از بهترین و قشنگ ترین روزای عمرم رو باهاشون طی کردم!دلم تنگ میشه واسه همه ی روزای قشنگ دور هم بودنامون!واسه قهر ها و آشتی هامون واسه گریه ها و خنده هامون!واسه همه ی دودره کردنامون واسه همه پیچوندنامون ! واسه همه ی روزای شنبه ای که به عشق طراحی وب سایت شروع می کردیم واسه همه یک شنبه هایی که تمام روز رو به انتظار زنگ آخر مینشستیم تا شاید خستگی یه روز رو سر زنگ عربی فراموش کنیم!واسه همه دوشنبه هایی که مطمئنم واسه هممون مثل یه کابوس میگذشت!!!! واسه همه‌ی سه شنبه هایی که سر زنگ دین وزندگی واقعا بی تاب می شدیم!واسه همه چهارشنبه هایی که با تموم شدنش یه چوب خط دیگه کنار تخته اضافه میشد!من دلم تنگ میشه واسه همه ی ثانیه های قشنگی که شاید از کنار خیلی هاشون راحت و بی اعتنا گذشتیم بی اینکه بدونیم دیگه هیچ وقت تکرار نمیشن!

من دلم تنگ میشه واسه هم گروهی هام، واسه تک تک مسابقه هامون و حتی واسه همه ی باختنامون! دلم تنگ میشه واسه کلاس کوچولویی که شاهد و ناظر همه ی تلخی ها و شیرینی هامون بود واسه تخته سیاهی که ۹ ماه همهی کارامون رو دید همه ی حرفامون رو شنید ولی هیچی نگفت!من حتی واسه نیمکتم هم دل تنگ میشم حتی واسه اون نیمکت وسطی که همیشه مجبور بودیم به سختی از کنارش رد بشیم واسه شوفاژکه همیشه موسیقی متن کلاسمون بود! دل تنگ میشم واسه همه ی زنگ تفریح هایی که تو هر شرایطی باید با خوشی و بزن برقص می گذشت!
                                     

خلاصه هر چی بود تموم شد و رفت و تنها چیزی که مثل همیشه ته دل هممون باقی مونده و هیچ وقت هم برآورده نمیشه اینه:
"ای کاش میشد لحظه ها را پس گرفت ای کاش .......!"




طبقه بندی: دل نوشته ها، خاطرات من و مدرسه، این چند خط،

[ جمعه 28 مهر 1391 ] [ 01:09 ب.ظ ] [ صدای سکوت! ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 9 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic