1سیب

از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم،خوشتر از یاد خداوند ثمری نیست

پا به پای کودکی هایم بیا
 کفش هایت را به پا کن تا به تا


 قاه قاه خنده ات را ساز کن
 باز هم با خنده ات اعجاز کن

 
 پا بکوب و لج کن و راضی نشو
 با کسی جز عشق همبازی نشو

 
 بچه های کوچه را هم کن خبر
 عاقلی را یک شب از یادت ببر

 طعم چای و قوری گلدارمان
 لحظه های ناب بی تکرارمان

 
 مادری از جنس باران داشتیم
در کنارش خواب آسان داشتیم


 یا پدر اسطوره دنیای ما
 قهرمان باور زیبای ما

 
 قصه های هر شب مادربزرگ
 ماجرای بزبز قندی و گرگ


غصه هرگز فرصت جولان نداشت 
خنده های کودکی پایان نداشت


هر کسی رنگ خودش بی شیله بود 
ثروت هر بچه قدری تیله بود

 
ای شریک نان و گردو و پنیر! 
همکلاسی! باز دستم را بگیر


مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست 
آن دل نازت برایم تنگ نیست؟


حال ما را از کسی پرسیده ای؟ 
مثل ما بال و پرت را چیده ای؟


حسرت پرواز داری در قفس؟ 
می کشی مشکل در این دنیا نفس؟

سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟ 
رنگ بی رنگی اسیر رنگ نیست؟


رنگ دنیایت هنوزم آبی است؟ 
آسمان باورت مهتابی است؟


هرکجایی شعر باران را بخوان 
ساده باش و باز هم کودک بمان
 

باز باران با ترانه، گریه کن! 
کودکی تو، کودکانه گریه کن!

ای رفیق روز های گرم و سرد 
سادگی هایم به سویم باز گرد!


[ شنبه 26 بهمن 1392 ] [ 12:42 ب.ظ ] [ غریبه ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو